تبليغاتX
همه چی .............اما ..........هیچ چی
دوست عزیز دوستت دارم و منتظر حضور گرمت در قسمت نظرات هستم................

 حرکت امام حسین (ع) بر اساس قرآن

امام حسین (ع) در طول مسیر به آیاتی استناد فرمود که اکنون می آوریم :

  • همین که نماینده  یزید در مدینه تصمیم گرفت از امام حسین (ع) برای یزید بیعت بگیرد ، امام فرمود : وای بر تو ، تو پلید هستی و ما خانواده ای هستیم که خداوند در شان ما فرموده : « همانا  خداوند می خواهد که هر پلیدی (احتمالی ، شک و شبهه ای) از شما اهل بیت را بزداید و شما را چنان که باید و شاید ، پاکیزه بدارد».(احزاب :33)

  • امام حسین (ع) ، در پایان وصیت نامه ای که پیش از حرکت به کربلا نوشتند ، به این آیه استناد

کردند: «توفیق من به جز به اراده خداوند نیست که بر او توکل کرده ام و به او روی آورده ام ». (هود:88)

  • حضرت همین که برای رهایی از بیعت با یزید (در 28 رجب) از مدینه به سوی مکه خارج شد ، این آیه را تلاوت فرمود:«آنگاه که موسی از آنجا ترسان و نگران ، بیرون شد، گفت: پروردگارا! مرا از قوم ستم کار نجات بده».(قصص:21)
  • شیخ مفید می گوید : هنگامی که امام حسین(ع) به سوی مدینه رهسپار شد؛ گروه هایی از جن و فرشته برای یاری آن حضرت حاضر شدند، ولی امام ، آیات زیر را تلاوت فرمودند:«هر کجا که باشید ، هر چند در برج های استوار سر به فلک کشیده ، مرگ شما را فرا می گیرد.»(نساء:78)
  • هنگامی که امام حسین (ع) شب جمعه سوم شعبان (قبل از حرکت به کربلا) وارد مکه شد،این آیه را تلاوت فرمودند:«چون رو به سوی مدین نهاد ، گفت : باشد که پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند.»

 

 منازل سفر امام حسین (ع) از مکه تا کربلا

·          اَبطَح

·          تَنعیم

·          الصِفاح

·          وادی عقیق

·          وادی الصفرا

·          فَید

·          خُزَیمیّه

·          ثَعلَبیّه

·          زُباله

·          انقاع

·          شَراف

·          غدیب الهَجانات

·          القطقطانیه

·          نینوا

·          بَیضَه

·          حاجِر

·          ذاتِ عِرق

·          ذو حُسُم

·          رُهَیمه

·          زَروُد

·          سلیلیه

·          شُقوق

·          عُقر

·          قادسیه

·          قصر بنی مقاتل

 

 

 تاریخچه سرزمین کربلا یا حائر حسینی

حائر که هم اکنون به بارگاه امام حسین (ع) گفته می شود ، سرزمینی از دهکده های کهن بابلیان بوده است که در ناحیه شمال غربی و جنوبی آن ، تپه های به هم پیوسته ای وجود داشت و نیم دایره ای را تشکیل می داد. ورودی آن نیز در قسمت شرقی بود. چنان که امام صادق (ع) به یوسف کناسی فرمود: برای زیارت قبر حسین (ع) پس از غسل کردن در فرات ، از جانب شرقی حائر وارد شو ! بنابراین ، این سرزمین در فاصله ای از غرب نهر فرات قرار گرفته است.

کربلا میان حیره ، پایتخت کلدانیان و لخمیان و شهر بزرگ و آباد عین التمر قرار داشت. در دوران کهن ، آتشکده و معبد هایی در آن سرزمین قرار داشت که آتش پرستان آن دیار ، مراسم دینی خود را در آنجا برگزار می کردند.پس از اسلام و فتح عراق به دست مسلمانان در دوران عمر (سال 14 ه.ق) ، مسلمان  این نقطه را مرکز سپاه خود قرار دادند ، ولی به دلیل بدی هوا ، آنجا را ترک کردند وکوفه را به عنوان مرکز سپاه  خود برگزید.

سرزمین حائر در مجموعه ای  قرار دارد که نام هر یک از آنها ، بر تمامی مجموعه نیز به کار می رفت و نام و موقعیت برخی از آنها چنین بود:

الف) حیر : این نام به معنای «فرد مورد پشتیبانی» است ودلیل نام گذاری آن نقطه به این نام این بود که قبایل و ساکنان آن محیط ، در جنگ ها پشتیبان هم بودند.

 

ب) غاضریه : روستایی منسوب به غاضره ، از قوم از قوم بنی اسد بود. در این دوران ، در شمال شرقی مقام امام زمان(عج) در مسیر شریعه امام صادق (ع) قرار کرفته است و به اراضی حسینی یا جعفریات شهرت دارد.

 

ج) نینوا: این دهکده در شمال شرقی آن مجموعه قرارداشت و در دوران باستان ،دهکده ای آباد بود. اینک به صورت تپه های به هم پیوسته ای است که از جنوب سدة الهندیه تا دهانه نهر علقمه ، در مرداب ها امتداد یافته و به تپه های نینوا شهرت دارد.

 

د ) نواویس: این نقطه ، پیش از فتوحات اسلامی ، گورستان عمومی مسیحیان و نزدیک نینوا بود. بابلیان نیز مردگان خویش را در آنجا به خاک می سپردند. امام حسین (ع) در سفری که از این مکان می گذشت ، فرمود : «گویا می بینیم گرگان بیابان ، میان نواویس و کربلا ، رشته های استخوانم را می گسلند».

 

ه ) کربله: به قسمت جنوب و شرق کربلای فعلی گفته می شد.

 

و) کربلا یا عُقر بابِل : برگرفته از کوربابل است و دهکده ای در شمال غربی غاضریه و در ناحیه جنوبی نینوا بود. عقر همان خانه بخت النصر است که در آنحا بنیان نهاده شد. داده های تاریخی نشان دهنده آن است که این مکان ، یکی از شهرهای مهم بین النهرین ، که در کرانه فرات قدیم به شمار می رفت. آثاری از مردگان درون خمره های سفالین که در آن سرزمین به دست آمده ، گویای این حقیقت است که تاریخ آبادانی آن مکان ، به دوران پیش از مسیح باز می گردد.

ز) طف : به معنای کنار است و از آنجا که کنار نهر فرات یا نهر علقمه  قرار داشت ، چنین نام گذاری شد.

 

 

 روز واقعه

·          آغاز جنگ

عمربن سعد به عنوان فرمانده عملیات با پرتاب تیری به سوی لشگرگاه حسین(ع) ، آغاز جنگ را اعلام کرد. وی گفت: همه شاهد باشید که اولین تیر را من رها کردم . پس از آن تیرباران  حسین(ع) و یارانش آغاز شد. در این هنگام ، حسین(ع) به اصحابش فرمود : « خدایتان رحمت کند . آماده مرگ باشید؛ مرگی که گریزی از آن نیست . این تیرها ؛ پیغام های مرگ است». بدین ترتیب جنگ آغاز شد و طرفین ، پاره ای از روز را به جنگ پرداختند و پیاپی به یکدیگر حمله کردند تا جمعی از یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند. حسین(ع) با دیدن شهادت یارانش ، پیاپی دست به محاسنش می کشیدند و می فرمودند:« خشم خدا بر یهودیان زمانی شدت یافت که برایش قائل به فرزند شدند و بر مسیحیان آن گاه سخت گردید که خداوند را خدای سوم از خدایان سه گانه قرار دادند و غضب خداوند بر مجوس زمانی شدید شد که به پرستش خورشید و ماه روی آوردند و خشم خدا بر این قوم زمانی شدت یافت که بر کشتن فرزند دختر پیامبرشان اتفاق کردند».

 

·          شهادت علی اصغر(عبد الله بن رضیع)

در آخرین لحظات جنگ ، حسین(ع) به طرف خیمه ها آمد و به زینب (س) فرمود:« فرزند کوچکم را بیاور تا با او وداع کنم .» زینب ، نوزاد را آورد و به دستش داد. حسین(ع) خواست او را ببوسد که ناگاه  حرملة بن کاهل وی را هدف قرار داد و با تیری که بر گلویش نشاند ، حلقش را درید . حسین(ع) دستانش را از خونش پر کرد و به طرف آسمان پاشید و فرمود:«از اینکه خدا ،خود، شاهد این صحنه هاست ، تحمل ان بر من آسان است.» امام باقر(ع) می فرماید :«از خونی که به آسمان پاشیده شد ، حتی یک قطره هم به زمین بازنگشت».

 

·          پیوستن حر به حسین (ع) و شهادت او

کمی پیش از آغاز جنگ، حرّبن یزید ریاحی نزد عمربن سعد رفت و پرسید :آیا واقا قصد داری با این مرد بجنگی؟ وی پاسخ داد: آری به خدا سوگند، چنان جنگی که آسان ترین آن بریدن سرها و قطع کردن دست ها باشد. حر به میان یارانش بازگشت و در حالی که لرزه بر اندامش افتاده بود، به گوشه ای خزید و به حال تردید ایستاد. شخصی به او گفت: به خدا سوگند، رفتارت آدمی را به شگفت می اندازد. اگر از من می پرسیدند شجاع ترین مردمان کوفه کیست، از نام تو نمی گذشتم ، ولی اکنون می بینم که خود که خود را باخته ای. حر گفت: خود را میان دوزخ و بهشت می بینم، ولی به خدا سوگند، هیچ چیزی را با بهشت عوض نمی کنم، گرچه قطعه قطعه گردم و به آتش سوزانده شوم.

آن گاه بر اسبش نهیب زد و در حالی که دست هایش را به حالت تسلیم روی سرش گذاشته بود، پیوسته می گفت:خدایا! به درگاهت توبه می کنم. توبه ام را بپذیر. من دلهای اولیای تو و فرزندان دختر پیامبرت را ترساندم ...پیش حسین(ع) رفت و گفت:قربانت گردم، من همان کسی هستم که نگذاشت برگردی و راهت را بست. به خدا سوگند، گمان نمی بردم که تا این حد بخواهند به تو ستم روا دارند. من از عمل خود به درگاه خدا توبه می کنم.آیا توبه ام پذیرفته می شود؟حسین(ع) پاسخ داد:بلی ، خداوند توبه ات را قبول می کند. اینک از اسب فرود ای و دمی بیاسای . حر گفت: من برای خدمت به تو سواره باشم بهتر است تا برای اسایش خودم پیاده گردم؛ چون پایان کارم به پیاده شدن منتهی می شود. من اولین کسی بودم که علیه تو اقدام کردم. پس اجازه می خواهم اولین فدایی ات باشم، بدان امید که فردای قیامت مورد عنایت جدّت محمد(ص) قرار گیرم.

حسین(ع) اجازه داد و او گروهی از شجاعان و قهرمانان  کوفی را به قتل رساند و سپس خود به شهادت رسید. جنازه اش را پیش حسین (ع) آوردند. امام در حالی که که خاک ها را از چهره اش می سترد، می گفت:« حر واقعی فقط تو هستی، آن سان که مادرت تو را حر نامید؛ تو را در دنیا و آخرت حرّی».

·          جهاد و شهادت علی اکبر(ع)

پس از شهادت تمام اصحاب و یاران امام حسین(ع) ، علی اکبر فرزند حسین(ع) پیش پدر رفت و رخصت جنگ گرفت. حسین(ع) رخصت داد و آن گاه نامید از بازگشت او، نگاهی به قامتش اندخت. لختی چشمانش را بست و گریست. سپس گفت:« ای خداوند! تو خود شاهد باش، جوانی به میدان رفت که اندام و اخلاق و گفتارش، شبیه ترین مردم به پیامبر توست و ما هر گاه مشتاق پیامبرت می شدیم، به او می نگریستیم.» آن گاه بانگ زد و گفت :« ای ابن سعد! خدا نسلت را بر اندازد همان گونه که تو نسلم را (از این فرزند) بریدی.»

علی اکبر به پیش تاخت و با شدت تمام به پیکار پرداخت و عده زیادی را به قتل رسانید، ولی پس از مدتی نزد پدر بازگشت و گفت : پدر جان1 تشنگی مرا از پا درآورده است و سنگینس آهن، طاقتم را بریده است. آیا هیچ راهی برای دست یابی به اب وجود ندارد؟ حسین به گریه افتاد و فرمود:«خدایا! تو خود کمکم کن. نه فرزندم! تمام راه های منتی به آب مسدود است و امکان دسترسی به آب نیست. اندکی دیگر بجنگ. به زودی به دیدار جدت محمد(ص) می روی. او تو را با جام لبریز خود چنان سیراب می کند که هرگز تشنه نخواهی شد».

علی اکبر(ع) بازگشت و با آخرین توان به نبرد پرداخت، ولی ناگاه مورد اصابت تیر منقذ بن مره عبدی قرار گرفت و به زمین افتاد. بلافاصله فریاد زد:« پدر جان! خداحافظ. جدّم رسول الله سلام رساند و فرمود :سریعاً به ما بپیوند!» سپس جان داد.

حسین(ع)، خود را به بالین وی رساند و گونه بر گونه اش نهاد و گفت:« خدا بکشد قومی را که تورا کشتند. چه چیز آنان را این گونه گستاخ کرده است که حکم خدا را زیر پا گذارند و حرمت رسولش را نگه ندارند.  بعد از این خا بر سر دنیا باد!»

زینب دختر علی(ع) نیز آمد و خود را روی پیکر او انداخت و گریه سر داد. در این هنگام، حسین(ع) وی را بلند کرد و نزد زنان باز  گرداند.

 

·          حملات کوبنده حسین (ع) به سپاه یزید و شهادت حضرت

وقتی حسین (ع) به میدان رفت، هماورد خواست. او هر کس را که به جنگ می آمد، به قتل رسانید و از کشته های آنان پشته ساخت. با این حال این شعر را می خواند:

                        القتلُ اَولی مِن رُکُوبِ العارِ                 العارُ اَولی من دُخُولِ النار

                        کشته شدن از قبول ننگ بهتر است و ننگ و بدنامی از رفتن به آتش.

با آنکه فرزندان و اهل بیت و اصحاب امام حسین (ع)همگی کشته شده بودند و خود نیز از همه طرف در محاصره دشمن قرار داشت، ولی از همه قوی دل تر بود و به هر سو که حمله می کرد، چون شیری که وارد بیشه ای شود، سپاه دشمن را می شکافت و پراکنده می ساخت. با انکه او یک نفر بود و دشمن سی هزار، ولی هر گاه بر آنان یورش می برد، هم چون ملخ ها فرار را بر قرار ترجیح می دادند و می گریختند. او پس ز حمله به محل استقرار خود باز می گشت و می فرمود:«لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم».

در یکی از حملات، دشمن از پشت یورش برد و ارتباط بین او وخیمه ها را قطع کرد. حسین(ع9 فریاد زد:« ای پیروان ابوسفیان وای بر شما! اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید، در دنیایتان آزاد مرد باشید. اگر هم گمان دارید عربید، به اصل و نسب عربی خود رجوع کنید.»شمر با صدای بلند گفت:« ای پسر فاطمه! چه می گویی و چه می خواهی؟» امام فرمود:« می گویم من با شما می جنگم و شما با من. چرا به زنان حمله ور شده اید؟ دست کم تا زمانی که زنده هستم، نگذارید این سرکشان و نادانان و طغیان گران پاهتان به حریم خانواده ام حمله کنند.»

د.باره جنگ ادامه پیدا کرد. حضرت در حالی که زخم های بسیار و تشنگی، او را بی حال کرده بود، لختی درنگ کرد تا استراحت کند. ناگهان سنگی به پیشانی اش خورد و بلافاصله تیر سه شعبه زهرآلودی به سویش پرتاب شد و بر قلبش نشست. خون از پیشانی و سینه اش فواره می زد و حسین (ع) نقش زمین گشت تا اینکه به دست سنان بن انس نخعی به شهادت رسید.

·          غارت خیمه ها

اندکی پس از شهادت حسین(ع)، افراد دشمن برای غارت خیمه های آل رسول(ص) هجوم بردند و برای به دست آوردن غنیمت بیشتر از یکدیگر پیشی می گرفتند. آنها حتی چادرهای زنان را از سرشان می کشیدند و از دست دختران و زنان بی پناه آل رسول(ص) نیز کاری ساخته نبود. آنان در فراق حامیان و دوستداران خود ناله می کردند. غارت که به پایان رسیدف خیمه ها را به آتش کشیدند و زنان را به اسارت گرفتند.

 

 

 راز های ماندگاری عاشورا

·          ناجوانمردانه بودن شیوه های جنگ

عرب به اصولی مقید بود، از جمله اینکه در جنگ، دست تعرض به سوی کودکان و زنان و پیران دراز نمی کرد. بستن آب بر روی سپاه امام حسین (ع)، کشتن نوزاد شش ماهه ، رفتار خشونت آمیز با اسیران و لگدکوب کردن پیکر کشتگان، واقعه عاشورا را به حادثه ای خاص بدل کرد.

·          نابرابری نبرد و پیکار شجاعانه

در یک سوی میدان جنگ، شماری اندک و انگشت شمار قرار داشتند و در طرف دیگر، سپاهی بی شمار. در این میان، شجاعت، شهامت و استواری گروه کوچکی همراه امام حسین (ع) بودند، مایه شگفتی همگان است. آنان که آشکارا مرگ را پیش روی خود می دیدند، با شجاعتی وصف ناپذذیر، زنده دلان را به اعجاب وا داشتند و این واقعه را در طول تاریخ بشری، یگانه جلوه دادند.

·          پافشاری امام براصول

در طول تاریخ، همواره انسان های بزرگی وجود داشتند که به اهداف خود معتقد بودند و به هیچ روی از اصول خویش، دست برنداشتند و حتی جان بر سر آن نهدند. در این میان، قیام امام حسین (ع) بی نظیر است. حسین(ع) به حکم وظیفه دینی و مسئولیت انسانی، با پا فشاری هر چه تمام بر اصول، نرمش ناپذیری در مقابل دشمنان، با رد پذیرش بیعت، توجه نکردن به نصایح دیگران و آگاهانه به مرگ نزدیک شدن، فضایی آفرید که هرگز مشابهی نیافت.

·          حق محوری و حق طلبی

از ویژه گی های قیام عاشورا که در جاودانه شدن این قیام، نقش موثری داشت، حق محوری و حق طلبی این بود که در لحظه لحظه آن موج می زد. مکتب امام حسین (ع)، مکتبی است استوار بر محور حق و حق جویی، معیار هر حرکت و اقدامی است. بنابراین، وقتی حق طلبی معیار شد، خداترسی، میزان می شود و ترس از غیر خدا ، بی معنا.از آنجا که «جاء الحق و ذهق الباطل» و حق همیشه  ماندنی است و ستم، ناپایدار، نهضت عاشورا نیز یکی از قیام های جاودانه بشری شد.

·          قربانی کردن بهترین ها(خانواده)

حضور اعضای خانواده در میان همراهان امام حسین (ع)، عنصر دیگری بود که حادثه کربلا را یگانه کرد. حضور تمامی اعضای خانواده اعم از خردسالان، بیماران و زنان در صحنه کربلا، با وجود آنکه امام، به پایان کار خود اگاه بود ، هیبتی دیگر به جریان عاشورا داد. به ویژه اینکه هم اینان پس از اسارت و حضور در میان مردم، به ترسیم آنچه روی داده بود، پرداختند و شبانه روز به یادکرد آن واقعه مشغول بودند.

·          الگودهی قیام

قیام عاشورا، سرمشقی برای بسیاری از انسان ها شد که در پی یافتن راه صحیح زندگی با عزت و گریز از ذلت در جست و جو و کاوش بودند. این قیام، از همان آغاز، الگویی برای دیگران شد، الگویی قابل پیروی و عمل. همین الگودهی قیام عاشورا در ماندگاری عاشورا موثر افتاد و هر روز عده ای در پی شناخت بهتر آن بر  آمدند و زوایایی از آن گشودند تا بتوانند بهتر و بیشتر بر اساس آن عمل کنند.

 

 برخی از  پیش گویی های انبیائ و اولیا در باره حادثه کربلا

 

  • حضرت آدم در کربلا

هنگامی  که حضرت آدم(ع) به زمین فرستاده شد ، میان او و همسرش «حوا» جدایی افتاد . آدم برای یافتن همسرش ، به جست و جو پرداخت. در میانه راه ، گذارش به کربلا افتاد. پس بی اختیار ،اشک از چشمانش جاری شد و ابری از غم ،دلش را تسخیر کرد. سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا ! آیا دگر بار ، دچار معصیتی شده ام که این حال به من دست داده است؟ خطاب رسید :«ای آدم! گناهی از تو سر نزده ، بلکه در این سرزمین ، فرزند تو حسین(ع) را با ستم ، به قتل می رسانند.» عرض کرد خدایا حسین کیست ؟ آیا از پیامبران است ؟ ندا آمد:« نه، پیامبر نیست، ولی فرزند پیامبر آخرالزمان ،محمدبن عبدالله است.» عرض کرد: خدایا ! قاتل او کیست؟ خطاب آمد :«نامش یزید است که ملعون آسمانها و زمین است.» در این هنگام به جبرئیل رو کرد و گفت: درباره قاتل حسین(ع) چه باید کرد؟ جبرئیل گفت:«باید او را لعن کرد.» آدم (ع) چهار بار یزید را لعن کرد و راه خود را در پیش گرفت و از سرزمین کربلا خارج شد.

 

  • کشتی نوح در کربلا

عجله کنید:« همه سوار شوید . کودکان را فراموش نکنید . عذاب خدا وند نازل شده است.» این کلامی بود که حضرت نوح (ع) به قوم خود می گفت . از آسمان و زمین آب فوران می کرد. وزش باد شدید نیز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان کرده است. همه بر کشتی سوار شدند و کشتی بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد، مدتی در راه بود که ناگهان از حرکت ایستاد. نوح(ع) ، مضطرب و نگران با خود گفت :«خدایا ! چه شده ؛ چرا کشتی  حرکت نمی کند؟ ناگهان ندا آمد :«ای نبی الله! اینجا ، سرزمینی است که فرزندِ زاده خاتم الانبیاء (ص) و پسر اشرف اولیا کشته می شود .» نوح پرسید: قاتل او کیست؟ ندا آمد:« قاتل او ملعون آسمانها و زمین است.» نوح چهار بار قاتلان آن حضرت را لعن کرد تا سرانجام کشتی به راه افتاد و از غرق شدن نجات پیدا کرد.

 

·          عبور حضرت ابراهیم از قتل گاه

ابراهیم(ع) به سرزمین کربلا رسید. آرام با مرکبش می گذشت که ناگهان به گودال قتل گاه رسید و اسب، او را به زمین زد. ابراهیم(ع) زبان به استغفار گشود و عرض کرد: خدایا! از من، چه خطایی سر زده است که به این بلا دچار شدم؟ چبرئیل نازل شد وعرض کرد:«ای ابراهیم! از تو خطایی سرنزده است. در این سرزمین ، فرزند آخرین فرستاده خدا، محمد(ص)، را به قتل می رسانند.»ابراهیم پرسید:قاتل تو کیست؟ جبرئیل گفت:« قاتل او ملعون آسمانها و زمین است که قلم، بر لوح اعظم، لعن او را نگاشته است.»در این هنگام، ابراهیم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرین کرد.

·          حضرت اسماعیل و کربلا

«نمی دانم، چه خبر شده است؟ چرا گوسفندان، از شط فرات آب نمی آشامند.» این خبری بود که شبان اسماعیل (ع) برایش آورد و گفت: دلیل آن مشخص نیست گویی گوسفندان، هرگز به آب احتیاج ندارند، مگر می شود؟! اسماعیل(ع)، علت را از درگاه خدامند جویا شد. خطاب آمد:« ای اسماعیل! از گوسفندان علت را بپرس » وی از جا برخاست و از گوسفندان پرسید:چرا آب نمی آشامید؟ گوسفندان، با زبان فصیح گفتند: به ما خبر رسیده است در این مکان، حسین، فرزند آخرین پیامبر خدا، با لب تشنه به شهادت می رسد. اسماعیل پرسید: قاتل او کیست؟ گفتند: او ملعمن آسمان ها و زمین است. در این هنگام، اسماعیل گفت:«اللهم العن قاتل الحسین».

·          باد و سلیمان (ع)

سلیمان بر بساط خود، در آسمان در حال حرکت بود. ناگهان، باد به جنب و جوش افتاد و بساط سلیمان از کنترل وی خارج شد. سلیمان(ع) تعجب کرد و وحشت و اضطرابی عجیب، سراپای اورا فرا گرفت. پرسید: چه شده است؟ باد جواب داد: ما به قتل گاه حسین(ع) رسیده ایم. سلیمان پرسید: حسین(ع) کیست؟ باد گفت: او فرزند علی بن اب طالب و دختر خاتم الانبیا، محمدمصطفی است که در این سرزمین، به دست قومی جفاکار به قتل می رسد. سلیمان پرسید: نام قاتلش کیس؟ پاسخ داد: او ملعون زمین و اسمان ها است. در این هنگام، سلیمان دست به اسمان برداشت و یزید را لعن کرد. باد به خود آمد و بساط سلیمان را برداشت و از زمین کربلا دور کرد.

·          موسی (ع) و کربلا

·          عیسی (ع) و کربلا

·          پیش گویی امام علی (ع) درباره کربلا

حضرت علی(ع) هنگام رفتن به صفین در سال 36 ه.ق، از سرزمین کربلا گذر می کرد. ناگاه از حرکت ایستاد و از نام آنجا پرسید. چون از نام ان خبر دادند، فرمود:«همین جا، محل فرود کاروان آنان است و همین نقطه ، جای ریختن خونشان است.» پرسیدند از چه سخن می گویید؟ پاسخ گفت:«از بلای دشواری که در اینجا بر آل محمد(ص) ، فرود می آید.»

 

 بخشی از وصیت نامه امام حسین (ع)

حسین (ع) بنای قیام خود را بر فداکاری در راه حق گذاشت و از همان آغاز ، این حقیقت را اعلام کرد و پیوسته بر آن تاکید داشت ، چنانکه در وصیت نامه خود به محمدبن حنفیه چنین نوشت:

 

همانا من به منظور تباه گری و خودخواهی و فساد و ستمگری قیام نکرده ام . تنها برای اصلاح امت جدم محمد(ص) قیام کرده ام. من می خواهم به خوبی ها ، سفارش و از زشتی ها جلوگیری کنم و به سیره جدم ، محمد(ص) و سیره پدرم علی(ع) ، رفتار کنم. پس هر که مرا و هدف مرا به حق و راستی پذیرا شود ودر این راه فداکاری کند ، البته خداوند به حق و راستی سزاوارتر است و هر که راه مرا نپذیرد و مرا تنها گذارد ، من به تنهایی با صبر و استقامت ، راه خود را پیش خواهم برد تا خداوند میان من و این مردمان به حق داوری کند که او بهترین حاکمان است.

 

 نهضت عاشورا از نگاه آمار:

  • مدت قیام امام حسین (ع) از روزی که از بیعت با یزید  خودداری کرد تا روز عاشورا ،175 روز طول کشید .12 روز در مدینه ، 4 ماه و 10 روز در مکه ، 23 روز بین راه مکه تا کربلا و 8 روز در کربلا.

  • فاصله منزل ها با هم ، سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود

  • میان کوفه تا شام ، 14 منزل بود که اهل بیت را در حال اسارت ، از آنها عبور دادند.

  • نامه هایی که از کوفه به امام حسین (ع) در مکه رسید و اورا به کوفه دعوت کرده بودند ، 12 هزار نامه بود.

  • بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه، 18 هزار نفر یا 25 هزار نفر و یا 40 هزار نفر گفته شده است .

·          شهیدان کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده ، 17 نفرند و شهیدان کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده ، 13 نفرند.3 کودک هم از بنی هاشم شهید شدند. بنابراین ، شهیدان آنان 33 نفر بودند.

·          شرکت کنندگان در تاختن اسب بر بدن امام حسین (ع) 10 نفر بودند.

·          سپاه کوفه ، 33 هزار نفر بود که به جنگ  امام حسین (ع) آمد. در نوبت اول، 22 هزار نفر بودند ، به این صورت :عمرسعد با 6 هزار؛ سنان با 4 هزار؛ عروة بن قیس با 4 هزار ؛ شمر با 4 هزار ؛ شبث بن ربعی با 4 هزار .این افراد هم بعد به این تعداد اضافه شدند: یزیدبن رکاب با 2 هزار ، حصین بن نُمَیر با 4 هزار ؛ مازنی با 3 هزار و نصر مازنی با 2 هزار نفر.

·          اولین های عاشورا

اولین شهیدان:

اولین شهید آل هاشم ، علی اکبر(ع) بود.

اولین شهید اصحاب امام ، مسلم بن عوسجه بود.

اولین تیر:

اولین تیر را عمر سعد به عنوان شروع جنگ ،پرتاب کرد.

اولین زائران:

نخستین کسی که قبر مطهر سیدالشهدا(ع) را زیارت کرد ، عبدالله حر جعفی بود. در نخستین اربعین شهادت امام حسین (ع) ، جابربن عبدالله انصاری – یکی از صحابی جلیل القدر پیامبر اعظم (ص) که توفیق زیارت هفت تن از معصومان را داشت و ناقل حدیث کساء بود- و عطیه کوفی ، به عنوان اولین زائران امام حسین (ع) موفق به زیارت تربت و قبر سیدالشهدا(ع) شدند.

اولین مقتل:

قدیمی ترین مقتل ، مقتل ابی مخنف نوشته لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف کوفی (متولد 75 ه.ق) ، یعنی حدود 14 سال پس از واقعه عاشورا است.

اولین نویسنده:

در منابع شیعه، اولین شخصی که کتابی درباره امام حسین(ع) نوشت، اصبغ بن نباته بود . او تز فرمانده هان علی (ع) بود.

 

پیشینه تخریب قبر امام حسین (ع)

اولین بار نشانه های قبر امام حسین (ع) که بر اساس برخی نقل ها ، درخت سدری بوده که بر آن سایه افکنده بود، در زمان حکومت عباسیان و به دستور هارون الرشید  از بین رفت و زمین آن شخم زده شد. در زمان حاکمیت مامون، دوستداران اهل بیت(ع) بر مرقد امام حسین (ع) بنایی ساختند. برای بار دوم، به دستور متوکل عباسی ، قبر امام و خانه های اطراف آن را ویران کردند و زمین آن را شخم زدند و آب برآن جاری کردند که اب در اطراف مرقد سریف به گردش درآمد و قبر را فرا نگرفت. مامور این تخریب، ابراهیم دیزج، یک یهودی تازه مسلمان بود.

پس از مدتی ، بصریان و کوفیانف قبر امام حسین (ع) را تجدید بنا کردند و زیارت آن را رونق بخشیدند. متوکل در سال 247 ه . ق دوباره دست به تخریب قبر امام زد. زمینش را شخم زد و زائران را تحت پیگرد قرار داد، ولی پس از روی کار آمدن پسرش، منتصر، قبر امام بازسازی شد وعمارتی بر آن ساخته شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 15:34  توسط سپیده | 
                                    

WISH U ALL A HAPPY NEW YEAR 2008

 

شروع سال ۲۰۰۸ میلادی بر تمامی هم وطنان عزیز مبارک

 

امیدوارم از تماشا و خواندن عکسها و مطالب وبلاگ لذت ببرید

 

با ارزوی بهترین لحظات برای شما و خانواده ء محترمتان در تمامی

لحظات سال جدید

 

باتشکر از لطف شما

                                                           

                                             همه چی ........... اما .......... هیچ چی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 22:31  توسط سپیده | 
ریشه تاریخی

سرچشمه این جشن را در مهرپرستی -که کیش رومیان پیش از گرویدن به مسیحیت بود- می‌دانند. "کریسمس"، جشنی که هر ساله نوید آغاز سال نوی میلادی را به جهانیان می‌دهد، یک جشن مذهبی برای مسیحیان است که در طول تاریخ خود، دگرگونی‌های بسیاری را تجربه کرده است. آنگونه که از تاریخ بر می‌آید، کریسمس در قرن چهارم میلادی که امپراطوری روم (بیزانس) بطور رسمی آیین مسیحیت را پذیرفت، در دنیای غرب رایج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت.

مورخان می‌گویند این جشن گرچه متعلق به مسیحیان است اما در اصل از ایران باستان و آیین "مهر" (میترائیسم) گرفته شده و به همین دلیل، با دی و شب یلدای ایرانی همزادی و اشتراکات فراوان دارد. آنان در این زمینه به اختلاف نظرهای موجود بر سر سالروز ولادت حضرت عیسی(ع) استناد می‌کنند و می‌گویند که بحث میان بزرگان عالم مسیحیت و تاریخ نگاران درباره روز میلاد آن حضرت چنان زیاد است که نمی‌توان در این باره، روزی را مشخص کرد.

زمان "کریسمس" اکنون نیز میان شاخه‌های مختلف مسیحیت اعم از ارتدوکس ، کاتولیک و پروتستانها، متفاوت است و هریک، مبنایی را برای آن تعیین کرده‌اند گرچه همگی به سالروز تولد "مهر" (میترا) - خدای پاکی- در ایران باستان نزدیکند. آداب و رسوم کریسمس نیز در طول زمان دچار دگرگونیهای بسیار شده است به‌گونه‌ای که می‌گویند هدیه‌دادن و شیرینی‌های متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم میلادی توسط تاجران یهودی در اروپا رایج شد. عده بسیاری نیز معتقدند که "بابانوئل"، شخصیت افسانه‌ای که مسیحیان را در ایام کریسمس با هدایای خود، خوشحال می‌سازد، در واقع از عمو نوروز ایرانی الهام گرفته و در ابتدا، لباسی سبز بر تن داشته است. علت تغییر رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص نیست و به همین دلیل، امروزه عده‌ای - به طنز یا جدی- معتقدند که شرکت کوکاکولا، چنین رنگی را به آن داده است. بابانوئل پیش از این به کودکان هدیه می‌داد اما چند دهه است که به لطف تبلیغات دنیای مصرف، دادن هدیه به بزرگان را نیز مد کرده است .

 


 آئین های کریسمس

با وجود این، برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهایی نیز با یکدیگر دارد. مردم برای جشن گرفتن تولد حضرت عیسی مسیح(ع) به کلیساها می‌روند. در این دوران، به خصوص رایج است که مسیحیان از دستورهای حضرت عیسی(ع) پیروی می‌کنند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 20:21  توسط سپیده | 
 

عید غدیر برادری و برابری بر همگان مبارک

 

 

ذولفقار علی دو سر داشت یک سر عدالت و سر دیگر باز هم عدالت

 

 

شعر حسان بن ثابت :

 

أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِيَّ مُحَمَّداً

لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِينَ قَامَ مُنَادِياً

 
 

وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِيلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ

بِأَنَّكَ مَعْصُومٌ فَلَا تَكُ وَانِياً

 
 

وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ

وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِياً

 
 

عَلَيْكَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ

رِسَالَتَهُ إِنْ كُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِيَا

 
 

فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاكَ رَافِعُ كَفِّهِ

بِيُمْنَى يَدَيْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِياً

 
 

فَقَالَ لَهُمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْكُمْ

وَ كَانَ لِقَوْلِي حَافِظاً لَيْسَ نَاسِياً

 
 

فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَ إِنَّنِي

بِهِ لَكُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ رَاضِياً

 
 

فَيَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِيّاً فَوَالِهِ

وَ كُنْ لِلَّذِي عَادَى عَلِيّاً مُعَادِياً

 
 

وَ يَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِيهِ لِنَصْرِهِمْ

إِمَامَ الْهُدَى كَالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّيَاجِيَا

 
 

وَ يَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ كُنْ لَهُمْ

إِذَا وُقِفُوا يَوْمَ الْحِسَابِ مُكَافِيَا

 

ترجمه شعر:

آيا نمي دانيد كه محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم كنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستي مكن كه تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر كني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.

 

 

در اينجا بود كه پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند كرد و با صداي بلند فرمود: هر كس از شما كه من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي كند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر كس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر كس با علي دشمني كند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري كنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت كننده اي را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.

 

 

عید سعید غدیر عدالت و تقوا بر تمامی مسلمین جهان مبارک باد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 17:29  توسط سپیده | 

 

جغرافیای غدیر خم

«غدیر خم» نام ناحیه‌ای است در میان مکه و مدینه که بر سر راه حجاج قرار دارد. غدیر خم نام محلی است که به خاطر وجود برکه‌ای در این محل، که در آن آب باران جمع می‎‌شده‌است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته‌است. غدیر در ۳ - ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه می‌باشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود. غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع می‌شد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید بود.

 جایگاه حدیث غدیر در میان مسلمانان

ماجرای غدیر خم با تفاوت‌هایی در کتب حدیث و تاریخ مسلمانان روایت شده‌است. به طوری که برخی از بخش‌های آن متواتر و قطعی است و برخی از بخش‌های آن چندان معتبر و مورد اتفاق نیست. در میان بزرگان و محدثین اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راویان و طرق متفاوت نقل حدیث غدیر، اندیشمندان بسیاری، حدیث غدیر را حدیثی حسن و عده کثیری روایت غدیر را روایتی صحیح دانسته‌اند و حتی در نزد عده‌ای از بزرگترین صاحبنظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راویان و طرق متعدد نقل حدیث، که روایت غدیر دارد، آنرا حدیثی متواتر ذکر نموده‌اند، که شکی در صحت آن نیست. به عنوان نمونه محمد بن جریر طبری مفسر و مورخ معروف اهل سنت در کتاب «الولاية في طرق الحديث الغدير» که اسقلالا در حدیث غدیر نوشته و آنرا از ۷۵ طرق روایت نموده‌است. همچنین حافظ ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید بن عبدالحمن الکوفی معروف به ابن عقده در کتاب «جمع طرق حدیث الغدیر» این حدیث را با بیش از ۱۰۰ طریق از صحابه پیامبر نقل کرده‌است. همچینین شمس الدین محمد ذهبی، عالم اهل سنت، رساله جداگانه‌ای درخصوص طرق متعدد حدیث «رسالة طرق حديث من كنت مولاه فهذا علي مولاه» نگاشته‌است.  همچنین عموم دانشمندان شیعه روایت ماجرای غدیر را متواتر می‌دانند.

 سند حدیث غدیر در کتابها

کتب مفصلی در زمینه بحث‌های رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده‌است که بهترین نمونه آن کتاب الغدیر تألیف علامه بزرگ شیخ عبد الحسین امینی نجفی معروف به علامه امینی رضوان الله علیه‌است.

در این کتاب‌ها، اسماء راویان حدیث غدیر جمع آوری شده و از نظر رجالی در باره موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه‏های اعجاب انگیز آن در زمینه‏های اسناد و رجال تبیین گردیده‌است. ذیلا به دو نمونه اشاره می‏شود :

ابو المعالی جوینی می‏گوید: در بغداد در دست صحافی یک جلد کتاب دیدم که بر جلد آن چنین نوشته بود:«جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» و بعد از این مجلد بیست و نهم خواهد بود.»

ابن کثیر می‏گوید:« کتابی در دو جلد ضخیم دیدم که طبری در آن، احادیث غدیر خم را جمع آوری کرده بود.»

اگر چه کتاب برای معرفی در این زمینه بسیار زیاد است ولی در اینجا چند کتاب به عنوان راهنمایی و برای آگاهی از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفی می‏شود:

1. الطرائف، سید ابن طاووس ص 33.

2. کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم، سید هاشم بحرانی

3. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 37، ص 181 و 182.

4. عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانی،ج 15/3 ص 307 تا 327.

5. عبقات الأنوار، میر حامد حسین هندی، جلد غدیر.

6. الغدیر، علامه امینی، ج 1، صص 12 تا 151، و 294 تا 322 .

7. خلاصه عبقات الأنوار، علامه محقق سید علی حسینی میلانی دامت افاضاته، جلد غدیر.

 رخداد غدیر خم

از آغاز ذی القعده سال دهم هجری که مقارن با آخرین سال زندگانی پیامبر بود، به تمام مناطق مسلمان نشین و طوائف و قبائل مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و مراسم عمره و حج را به جای خواهد آورد و بدین ترتیب بزرگترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که معروف به حجة‌الوداع است.

با پایان حج محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی دوازده هزار از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید مسیر دیگری را می‏رفتند - به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.

در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن نازل گردید:

«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‏ای و خداوند از مردم نگاه‏ات خواهد داشت>>

در پی نزول این آیه، رسول خدا دستور دادند تا همه‏ی کاروانیان در آن محل اجتماع کنند، و در همان جا خطابه‏ی طولانی غدیر توسط پیامبر اکرم ایراد گردید.

برخی بخش‏های این سخنرانی - که در معرفی مقام امیرالمؤمنین می‏باشد - چنین است:

ای مردم! بدانید که خداوند علی ( علیه السلام)را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب ساخته‌است.
آگاه باشید که « امیرالمؤمنین» غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود.
او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آورده‏اند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خداست.
خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید.
به دستورات او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید.
ای مردم! من « صراط مستقیم »ام که خداوند شما را به پیروی آن امر فرموده‌است. آن گاه پس از من، علی ( علیه السلام)و پس از او، فرزندانم ( علیه السلام)از نسل او.
من (از جانب خداوند) دستور یافته‏ام که از شما در مورد آن چه که از سوی خداوند راجع به علی ( علیه السلام) امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او( علیه السلام) آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم.
خداوند به من امر کرده که از زبان‏های شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیر المؤمنین ( علیه السلام)و امامانی که پس از او می‏آیند ( علیه السلام)و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی ( علیه السلام)است.
همگی بگویید: «شنیدیم و اطاعت می‏کنیم و خرسندانه - در مقابل آن چه از سوی پروردگار ما و خویش درباره‏ی امامت علی امیرالمؤمنین( علیه السلام) و امامانی که از صلب او به دنیا می‏آیند( علیه السلام)، به ما رساندی - سر تسلیم فرود می‏آوریم. بر این عقیده زنده‏ایم و با آن می‏میریم و با آن (در قیامت) محشور می‏شویم. تغییر نمی‏دهیم و تبدیل و انکار نمی‏کنیم، تردید به دل راه نمی‏دهیم و از این عقیده بر نمی‏گردیم و پیمان نمی‏شکنیم.»

بعد از پایان خطابه، این آیه برپیامبر فروفرستاده شد:

امروز کافران از دین شما مأیوس شدند. پس از آنان نهراسید و از من (پروردگار) بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را به عنوان دینتان پسندیدم.»


مراسم بیعت مسلمانان با پیامبر و امیر المؤمنین علیه السلام ‏سه روز به طول انجامید و حتی بانوان با قرار دادن دست خود در ظرف بزرگ آبی که در سوی دیگر آن در درون خیمه، دست پر صلابت امام علی علیه‏السلام قرار داشت، بیعت خود را اعلام می‏کردند.

به نظر شیعه منافقین که گروه قابل توجهی را تشکیل می‏دادند، در ماجرای غدیر و به اراده الهی، نتوانستند نیات پلید خود را آشکار و عملی سازند. اما در میان جمعیت شبهه افکنیهایی نسبت به اقدام پیامبر انجام می‏دادند و شخصی به نام «حارث فهری» را تحریک نمودند تا نزد رسول بیاید و علی رغم همه تصریحات حضرت در ضمن خطبه، سؤال کند که آیا آن چه در مورد علی بن ابی طالب (علیه السلام) گفتی از جانب پروردگار بود یا از جانب خود؟ نبی اکرم در پاسخ فرمودند:

«خداوند به من وحی کرده‌است و واسطه‏ی بین من و خدا جبرئیل است و من اعلام کننده‏ی پیام خدا هستم و بدون اجازه‏ی پروردگارم، خبری را اعلام نمی‏کنم.»

حارث که شدت غضب و غیظ نسبت به امیرالمؤمنین‏علیه السلام همه‏ی وجودش را گرفته بود گفت: «خدایا اگر آنچه (حضرت) محمد می‏گوید حق و از جانب تو است، سنگی از آسمان بر ما ببار و یا عذاب دردناکی بر ما بفرست.»

در پی این سخن، در مقابل دیدگان بهت زده‏ی حاضران سنگی از آسمان بر سر او فرود آمد و هلاکش گرداند.

علامه‏ امینی(۵) فهرست ده‏ها منبع از اهل تسنن، که ماجرای یاد شده را به عنوان شأن نزول آیه‏ی اول سوره‏ی معارج یاد کرده‏اند، ذکر نموده‌است. ترجمه‏ی آیات اول این سوره چنین است:

«درخواست کننده‏ای، عذابی را طلب کرد که (آن عذاب) اتفاق افتاد
عذابی که هیچ چیز نمی‏تواند آن را از حق پوشان دور نماید
عذابی از سوی خداوند صاحب»

 دیدگاه شیعه درباره حدیث غدیر

شیعیان کلمه «ولی» را به معنای پیشوا و رهبر می‌دانند.


+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 16:30  توسط سپیده | 

 

 

وقتی دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم
که بدونم لایق تو

                     
   دلم و از مال دنیا
                        به تو هدیه داده بودم
                        با تموم بی پناهیم
                        به تو تکیه داده بودم

                                                  هر بلایی سرم اومد
                                                  همه زجری که کشیدم
                                                  همه رو به جون خریدم
                                                  ولی از تو نبریدم
                                                                              
هرجا بودم با تو بودم
                                                                               هرجا رفتم تو رو دیدم
                                                                               تو سبک شدن تو رویا
                                                                               همه جا به تو رسیدم

اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبه سر سپردی

                               بدون اینکه دل من
                               شده جادو به طلسمت
                               یکی هست اینور دنیا
                               که تو یادش مونده اسمت


                                                                یکی هست اینور دنیا
                                                                که تو یادش مونده اسمت

سلام

این پست رو به دوست عزیز و خوش ذوق و با درایت و عزیزم که دارای قلم شیوا و پر محتوا و دوست داشتنی هست ( http://www.mania3001.blogfa.com/ )و من خیلی چیزا رو ازش یاد گرفتم و مدیون کمک های دوستانه اش هستم با تمام وجودم و نهایت عشق تقدیم میکنم

وقتی که متوجه شدم میخوای از پیشم بری به دفعه ته دلم خالی شد اشک تو چشام جمع شد بغض راه گلو مو بست اخه تو   الفبای  وبلاگ و وبلاگ نویسی رو بهم یاد دادی    اخه تنها تکیه گاهم تو وبلاگ نویسی و این دنیای مجازی با تمام نا مردی هاش که بعضی ها در حق تو و وبلاگت کردن و انصافا خیلی نامرد بودن تو بودی         تو با اون قلم قدرتمندانه ات بودی      و بدون که تو این دنیای مجازی تنها امیدم تو هستی و من خودمو وصل شده به تو و وبلاگت میدونم و اگر هم بعد از تو چیزی مینویسم به عشق تو و به خاطر تو و به امید سر زدن هات به وبلاگی هست که ظاهرا نویسندهاش تو نبودی اما از دور گوشه مراقبش بودی و به خاطر نشون دادن درس هایی که از تو یاد گرفتم مینویسم چون من بدون تو امیدی برای نوشتن ندارم

 

 

  آهای دنیا ......

   نگاه کن ببین عاشق ترینم                                   تو عاشقای دنیا کلام آخرینم

   نگاه قلبمو دزدید منو سید خودش کرد                    با حرفهای قشنگش منو رام خودش کرد

   می خوام دنیا نباشه اگه از من جدا شه                یه دل تو سینه دارم می خوام اونم فداش شه

   بیا آهنگ من باش صدای ساز من باش                ببین عاشق ترینم تو هم عاشق من باش

   بیا با من یکی شو صدای فلب من شو                 واسه نفس کشیدن هوای تازه ام شو

 

 

 و بالاخره امیدوارم نه تنها دعای خیر ما وبلاگ نویسان بلکه خواننده گان و تمامی کسانی که از مانیا چیزی یاد گرفته اند بدرقه راهش باشه و در تمامی مراحل زندگی شاداب و بی غم باشه 

و بدونه که با کوله باری پر از مهر ظاهرا از پیش ما میره ولی همیشه یاد و خاطرات صفحات و پست های با ارزش و هدف مندش در یاد ماست و مانیا بدون حضور گرمش پرتویی از نور نداره و چشم به راهیم که دوباره قلم سبز و بهاری شو تو مانیا ببینم تا  برف و غبار و اشک و اهی که تو صفحات مانیا نشسته رو پارو کنه از بالای بلند ترین برج ارزو به پایین ترین اعماق دره های تنهایی و بدون اون بودن  پرتاب کنه

به امید روزی که خودت صفحات مانیا را اپ کنی

دوستت دارم و به یادت هستم

                                                              مدیریت همه چی .....اما ...........هیچ چی (سپیده)

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 23:54  توسط سپیده | 
 

 چون تیر رها گشتـه ز چلّــــه شده ایم!

         مهمان شمـــا در شب چلّـــــه شده ایم!

 

                    از برکت ایـــن سفـــــره ی الــوان شما 

                       

                             تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!

 

 

 

 امید وارم شب خوبی داشته باشید

 

 

 

شب یلدا بر تمامی ایرانیان مبارک باد

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 17:24  توسط سپیده | 
 

 

شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.

اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.

 

يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.

 

نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.