![]() |
![]() |
|
| دوست عزیز دوستت دارم و منتظر حضور گرمت در قسمت نظرات هستم................ |
|
اهتمام به دین تشکیل حکومت دینی و نفی سکو لاریزم نفی فردگرایی و قیام خدامحورانه قرائت واحد از دین، مبنای اصلاحات حسینی اصلاح همه جانبه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 0:4 توسط سپیده |
|
|
روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم ؟
حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول او را خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند . حقيقت لباسش را در آورد . دروغ حيله گر فوراً لباسهاي او را پوشيد . از آن روز به بعد هميشه حقيقت عريان و زشت است و دروغ در لباس حقيقت زيبا و فريبنده
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 17:55 توسط سپیده |
|
|
يك دختر در حمام
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 19:36 توسط سپیده |
|
|
چگونه از ترشيدگي جلوگيري كنيم؟ ۱_ يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه 2_ناز و لفت و ادا و اطوار رو بذاريد كنار. 3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجه 4_سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين. 5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 18:56 توسط سپیده |
|
|
انچه هستی هدیه خداوند به توست و انچه میشوی هدیه ی تو به خدا...... پس بی نظیر باش
در طوفان زندگي با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:53 توسط سپیده |
|
|
زندگی به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ی تو گریه ی من است ؟
مرگ حرفی نزد!!!
زندگی دوباره گفت : من با آمدنم خنده می آورم و تو گریه من با بودنم زندگی می بخشم و تو نیستی
مرگ ساکت بود
زندگی گفت : رابطه ی من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا ؟
اما مرگ تنها گوش می داد
زندگی فریاد زد : دیوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟
و
مرگ آرام گفت : تا بفهمی که تو و دیوانگی و عشق و حسرت چه بیهوده ای
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:10 توسط سپیده |
|
|
خانم ها مثل موبايل هستند : هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.
خانم ها مثل گچ هستند : اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند. خانم ها مثل كنتور برق هستند : هر از چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود. خانم مثل فلزياب هستند : هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 22:19 توسط سپیده |
|
|
تو را به جای تمام کسانی که نشناحته ام دوست می دارم
تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای خاطرنخستین گلها . . تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم . .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 0:11 توسط سپیده |
|
۱- وقتی که تو 1 ساله بودی، اونا(مادرو پدر) بِهت غذا ميدادند و تو رو می شستند! به اصطلاح، تر و خشک می کردند ، تو هم با گريه کردن در تمام شب از اونا تشکر می کردی! و سپس، يک روز، اونا، به آرامی از دنيا ميرن . و تمام کارهايی که تو(در حق پدرو مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود مياد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 0:50 توسط سپیده |
|
|
روزي روزگاري، اهالي يك دهكده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا كنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:59 توسط سپیده |
|
|
عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 18:57 توسط سپیده |
|
|
وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت: نور, صدا, حرکت و من برای بدست آوردنت چه نقش ها که بازی نکردم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 21:22 توسط سپیده |
|
|
قانون معرفت ميگه: باهام باشي باهاتم......
ديوونه بشي ديوونه ميشم....... مريض بشي مريض ميشم...... بميري ميميرم..... تنهام بذاري ......منتظرت ميمونم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:14 توسط سپیده |
|
|
چقدر سخت بود برام وقتي با چشمات كه توي چشمام زل زده بود بهم گفتي كه براي هميشه از پيشم ميري ....
چقدر سخت بود برام وقتي ازت انتظار داشتم بزني تو گوشم ، بهم بدو بيرا بگي ، فقط با يه قطره اشك صورتت رو از صورتم برگردوندي و رفتي...
چقدر سخت بود برام وقتي مي رفتي و من صداي هق هقت رو ميشنيدم ....
حتي ديگه جرات صدا زدنتم نداشتم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 3:11 توسط سپیده |
|
|
ما یاد می گیریم دوست بداریم ما یاد می گیریم عشق بورزیم ما یاد می گیریم از هم بگذریم ما یاد میگیریم
من؟؟
من . . . من یاد گرفته بودم من یاد گرفته بودم دوست بدارم بی آنكه ببینمش بی آنكه بشنومش بی آنكه روایتش كنم بی آنكه ببیندم بی آنكه بشنودم بی آنكه روایتم كند من من؟ من یاد گرفتم من یاد گرفتم دوستت بدارم من یاد گرفتم دوستت بدارم همراه با آنكه ببینمت همراه با آنكه ببینی ام همراه با آنكه بشنوم ات همراه با آنكه بشنوی ام . . . . بی انکه؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 20:45 توسط سپیده |
|
|
ازعلائم عاشقی میتوان به:
1-بالا رفتن دمای بدن (يه چيزی تو مايههای جنون گاوی)
2- افزايش ضربان قلب و اضطراب و هيجان.
3- کم اشتهايي و يا بلعکس.
4- بی تفاوتی نسبت به همه چيز غير از عامل انتقال دهنده مثلا دختر همسایه.
5- بیخوابی و آبريزش از چشم و گاهی بينی و بعضی موارد از دهان.
6-سردرد، گلو درد، دل درد، سنگ کلیه مغزی ، درد مواضع ماهيچهای گردن و ستون فقرات و کمر و ....
7- فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصميمگيری عقلانی.
8- تمايل شديد به شمارهگيری تلفنی اگه تلفن نبود هم دست کردن در دماغ.
9- تزلزل شخصيتی و افت قدرت اعتماد به نفس و کمی تمايل به خودکشی.
10- تمايل به خنديدن يا گريه شديد.
11- افزايش شديد ميل خودکشی.
12- ضعف شديد و کلی دستگاه عمومی بدن.
13- تمايل شديد به خواندن شعر، شنيدن ترانه های قمیشی و دراز کشيدن روی تخت.فوران آههای متمادی از ته دل.
14- گيجی، منگی، قاط زدن و ميل زياد به پياده روی.
15- در آوردن مدل موها شبیه هر حیوانی بغیر از انسان
16- اعتياد به سيگار، ترياک، هرويين، مرفين، کوکايين، کافئين، وازلين، استالين ،شیشه ، و ...ـئين.
17- فعاليت فوقالعاده سلولهای تخیل ساز
18- قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و ساعت و پارکينسون موضعی مخ.
19 – خوردن بیش از حد به در رو دیوار
20- نياز شديد به محبت و آب يخ و چای و آب قند. توجه بيشتر به آينه و وسواس شديد صورتی.
21- تمايل بیاندازه به تکيه کردن به يک شخص يا پشتی محکم.
22- خواب روزانه و تغيير هويت شخصی از آدم به جغد و گاهی مرغ.
23- مبتلا شدن به بيماريهايي از قبيل مازوخيسم، قانقاريا، کمحرفيسم، ورميسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!
24- افسردگی و ... مرگ.
همونطور که مشاهده كرديد، اين ويروس شهرام مهرام حاليش نيست. بیرحم و نامرده و توی تن هرکی بيفته فيتيله پيچش ميکنه. اين ويروس هيچ جوری هم درمون نميشه
.
.
.
.
.
.
ها ها ها یعنی میمیری
.
.
.
.
.
حالا خودمونیم بازم جرات میکنی بگی ایا من عاشقم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 21:26 توسط سپیده |
|
|
...ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
... ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو! ... ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه! ...ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن! ...ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه! ...ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن! ...ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 17:32 توسط سپیده |
|
|
من گمان می کردم دوستی هنچون سروی سر سبز چهار فصلش همه آراستگی است. من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست. من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی سبزه یخ می زند از سردی دی من چه میدانستم دل هر کس دل نیست. قلب ها، ز آهن و سنگ قلب ها، بی خبر از عاطفه اند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 18:52 توسط سپیده |
|
|
نه اشك گرم تو اين يادگار هاي كهن را از ديوارهاي شهر فرو مي شويد نه اندوه سرد من. انزوا: آغاز ويراني ست رنگين كمان فتنه ات را بر آسمان بباف! با قلبي اندوهگين ، جدا مي شوم تا با جهاني اشتياق و شادي درآغوشت كشم. گريه نكن! تا فردا...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 18:37 توسط سپیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوست عزیز
ورودتان را به وبلاگ همه چی .............اما ..........هیچ چی خوش امد میگم امیدوارم که دقایق خوبی را همراه با دیدن صفحات مختلف این وبلاگ بگذرانید همه چی .............اما ..........هیچ چی یک وبلاگ عمومی است که سعی دارد تمامی مطالب مورد نظر و نیازتان را مطرح کند تا بتواند شما را دوست همیشگی خود کند لطفا نقطه ضعف ها و کم و کاستی ها را با گذاشتن نظر ارزشمندتان در قسمت نظرات انتقال دهید تا شاهد وبلاگی پر بارتر و مطابق میل تان در بلاگفا باشید دوست عزیز دوستت دارم و منتظر حضور گرمت در قسمت نظرات هستم............... نویسنده وبلاگ همه چی .............اما ..........هیچ چی سپیده |
|
RSS
|